تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی


این خیلی قشنگه....حدیث پیامبردرباره اولیای الهی....خدایاماروجزواین دسته قراربده...

حضرت رسول اکرم ص به اصحاب خود فرمودند :آیا میدانید غم من از چیست ؟ به چه چیزی می اندیشم ؟ و اشتیاق من به چه جیز است ؟

اصحاب گفتند : نه ای رسول خدا ! ما نمی دانیم که این همه بخاطر چیست . ما را از غم ، اندیشه و شوق خود آگاه ساز.پیامبر اکرم ص فرمودند : انشاءالله شما را آگاه می سازم .

آن گاه نفس سرد و غم آلودی کشیدند و فرمودند : هاه ! چقدر مشتاق دیدن برادرانم که بعد از من می آیند هستم .!ابوذر به حضرت عرض کرد : ای رسول خدا ! آیا ما برادران تو نیستیم ؟ حضرت فرمودند : خیر شما یاران من هستید . برادران من پس از من می آیند . شان آنها شان انبیاست .اینان گروهی هستند که به جهت به دست آوردن

رضای خدا از پدران و مادران ، برادران و خواهران و همه نزدیکان خویش گریزانند .

برای خدا مال را رها می کنند و به سبب تواضع ، خود را برای خدا خوار می دارند . به شهوات و نعمتهای فراوان دنیا اعتنایی ندارند .

در خانه ای از خانه های خدا گرد می آیند و گویی که اینان غریبانند .ایشان را به جهت ترس از آتش و عشق به بهشت محزون می یابی .

کیست که ارزش اینان را در نزد خدا بداند ؟ بین ایشان هیچ خویشاوندی نیست و مالی وجود ندارد که به جهت خویشاوندی به ایشان داده شود .

برخی از ایشان نسبت به برخی دیگر مهربانتر از پسر بر پدر و پدر بر پسر و برادر بر برادرند . هاه ! چقدر مشتاق به دیدنشانم ؛ ایشان برای رضای خدا و به جهت نجات خود از عذاب جاودان و ورود به بهشت نفوس خود را از رنج

طلب دنیا و نعمت های آن ؛ فارغ ساخته اند .ای اباذر ! بدان که برای هر یک از اینان پاداش هفتاد مجاهد جنگ بدراست .ای اباذر ! هر یک از اینان در نزد خدا از همه چیزهایی که خداوند بر روی زمین آفریده است ارزشمند تر است

اگر می خواهی بیش از این برایت بگویم ؟

گفتم آری ای رسول الله !حضرت فرمودند : ای اباذر ! اگر یکی از ایشان به تسبیح خدای بپردازد ، تسبیح خدای درنزد او ارزشمند تر از این است که تمامی کوههای دنیا برای او تبدیل به طلا گردند . در نزد من نگاه کردن به هر یک

از ایشان خوش تر از نگاه کردن به بیت الله الحرام است .اگر یکی از ایشان در بین یارانش در سختی جان دهد ، برای او پاداش کسی است که بین رکن و مقام کشته شده و پاداش کسی است که در حرم خدا جان داده است و کسی که درحرم خدا بمیرد ، خداوند او را از(( فزع اکبر)) ایمن می گرداند و به بهشت وارد می سازد .ای اباذر ! اگر می خواهی بیش از این برایت بگویم ؟

گفتم : آری ای رسول خدا ! حضرت فرمودند در نزد ایشان گروهی تقصیر کار و سنگین بار از گناهان می نشینند واز نزد ایشان بر نمی خیزند تا اینکه خدای تبارک و تعالی به جهت ارزشی که ایشان در نزد خدا دارند ، به آن گروه نظر می افکند و آنان را مورد رحمت خود قرار می دهد و از گناهشان می گذرد .
سپس پیامبر اکرم (ص) فرمودند :تقصیر کار ایشان در نزد خدا برتر از هزار کوشا و جهادگر از غیر ایشان می باشد .ای اباذر ! خنده شان عبادت و شادی شان تسبیح ، خوابشان صدقه و نفس کشیدنشان جهاد است و خداوند در هر روز سه بار به ایشان نظر می افکند.ای اباذر من به دیدنشان بسیار مشتاقم !

آن گاه حضرت چشمش را بست و از روی شوق گریست . سپس فرمود : بار خدایا ! نگهبان ایشان باش ، ایشان را برمخالفشان یاری ده و خوارشان مگردان و در روز رستخیز چشم مرابه دیدنشان روشن گردان .به درستی که اولیای خدا ، نه بیمی برایشان است و نه محزون می گردند .

رسول خدا (ص ) فرمودند : هر کسی که خدای سبحان را بشناسد،زبانش را از سخن و شکمش را از غذا باز می دارد و نفسش را به وسیله روزه و شب زنده داری فروتن می سازد.
اصحاب گفتند : پدران و مادران ما به فدایت ای رسول خدا ! آیا اینان اولیای خدایند ؟

حضرت فرمودند : اولیای خدا اگر سکوت بر گزینند ، سکوتشان ذکر و اگر نگاه کنند ، نگاهشان پند و اگر سخن گویند، سخنشان حکمت و اگر بین مردم راه روند ؛ راه رفتنشان باعث برکت است واگراجل هایی که برای ایشان مقدرشده ، نبود ، به جهت ترس از عذاب و اشتیاق به پاداش ، ارواحشان در بدنهایشان قرارنمی گرفت.رسول خدا (ص)
فرموده است : محبوب ترین بندگان در نزد خدا پرهیزکاران عزلت گزینی هستند که چون ازنظر مردم پنهان گردند ،کسی به جستجویشان بر نمی خیزد و چون در بین مردم باشند ، شناخته نمی شوند.ایشان پیشوایان هدایت و چراغهای دانایی اند .
رسول خدا (ص) فرموده است : مومن کسی است که قرآن ، او را از بسیاری از هواهای نفس شهواتش باز دارد ، نماز،پناهگاهش و روزه سپرش و صدقه ، وسیله رهایی او باشد .
 از رسول خدا (ص)درباره اولیای خداپرسیده شد،حضرت فرمودند : ایشان کسی هستند که چون دیده شوند ، خدا به یاد آدمی آورده شود. و چه غوغا وسراسر آشوبی بود آن هنگام که همزمان با سپیده صبح این کلمات به دست تقدیر بر شعاع های قرمز رنگ طلوع نگاشته شد و همچو چشمه اشکی از گونه های سرخ فلق فرو ریخت



ادامه مطلب

اس ام اس ولادت حضرت محمد(ص) - www.radsms.com


پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:

آدمـى (در قیـامت) بـاکســى است که او را دوست دارد.

شیخ صدوق(ره)در كتاب «خصال»می نویسد:انس بن مالك گوید:رسول خدا(ص)فرمود:

لكلّ نبیّ دعوة قد دعا بها و قد سأل سؤلاً و قد أخبأت دعوتی لشفاعتی لاُمتّی یوم القیامة.
برای هر پیامبری دعای مخصوصی وجود داشت كه با آن دعا كرده و خدا را می خواند و حاجت خود را درخواست می كرده است؛ولی من دعایم را برای شفاعت اُمتم در روز رستاخیز ذخیره كرده ام.

mohammad

بی تردید از ابتدای آفرینش ،شخصیتی هم چون پیامبر خاتم حضرت محمد (ص)

نیامده و تا پایان هم نخواهد آمد ،او که به فرموده ی قرآن دارای

خُلُقٍ عَظِیمٍ سوره قلم آیه4

نرم خوی مهربان سوره آل عمران آیه159

دعوت گر به سوی خداوند و چراغ فروزان سوره احزاب آیه46

راه هدایت ،دارای بالاترین جایگاه شفاعت در قیامتسوره اسرا آیه79

و بهترین الگو سوره احزاب آیه21

و نیکوترین سرمشق برای زندگی بهتر است.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم آمد تا انسان را به بلند ترین قله ی کمال رهنمون شود

،خود فرمود:انَّما بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَّخلاقِ ؛همانا من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تکمیل نمایم


معجزه ی دونیم شدن ماه به دستان مبارک حضرت محمد(ص)درمیان مشرکان!

شق القمر ماه معجزه پیامبر حضرت محمد (ص)
شق القمر ماه معجزه پیامبر حضرت محمد (ص)

شرح این واقعه از این قرار است كه: در یكی از شب هایی كه قرص ماه كامل بود، مشركین جمع شدند و به رسول خدا گفتند: اگر در آنچه می گویی، صادق هستی ماه را دو نیم كن. رسول اكرم به آنها فرمودند: اگر این كار را انجام دادم، ایمان می آورید؟ گفتند: آری.پس رسول خدا با انگشت مباركشان به سوی ماه اشاره نمودند كه ناگاه ماه منشق و دو نیم شد به صورتی كه كوه حرا از بین دو نیمه آن آشكار بود. قریش گفتند: این سحر « ابی كبشه » بود.

 آنگاه به یكدیگر گفتند: منتظر باشیم تا ساحران از خارج بیایند. ببینیم آیا آنها هم این جریان را دیده اند یا نه؟ چون محمد صلی الله علیه و آله و سلم نمی تواند تمام مردم عالم را سحر كند. ساحران یكی پس از دیگری از راه رسیدند و قریش جریان را از ایشان پرسیدند. گفتند: آری ما هم دیدیم كه ماه دو نیم شد.راجع به همین واقعه است كه خداوند متعال آیات اول سورة مباركه « قمر » را نازل فرمودند. بعد از این جریان نیز معجزات دیگری به وسیله رسول گرامی اسلام و به اذن خدای متعال صادر شد

درسهایی ازپیامبر
حضرت محمدآخرین سفیر الهى و بزرگ رهبر جهان اسلام، در سحرگاه روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادى در مكه مكرمه و در دامن پاك حضرت آمنه، دیده به جهان گشود . آن حضرت كه قبل از تولد، پدر گرامیش را از دست داده بود، در شش سالگى شاهد درگذشت مادرش گردید . حضرت محمدصلى الله علیه وآله در 8 سالگى از وجود بزرگ حامى خود، حضرت عبدالمطلب محروم شد و به همراه تنها سرپرست‏خویش ابوطالب، دوران نوجوانى خود را سپرى كرد . پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله در 25 سالگى در حالى كه به خردمندى، پاكدامنى، امانت و دانایى در میان مردم شهرت داشت‏با حضرت خدیجه ازدواج نمود، و در 40 سالگى با نزول آیاتى در غار حراء به رسالت الهى مبعوث گردید .
13 سال بعد از بعثت، در حالى كه منزل آن حضرت با تدبیر سران لجوج 0و كوته‏اندیش قریش به محاصره در آمده بود، با هجرت به یثرب زندگى نوینى را آغاز كرد . بعد از اینكه رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله به یارى خداوند متعال توطئه‏ها و نقشه‏هاى كافران را یكى پس از دیگرى خنثى كرده و موانع را از سر راه برداشت و مكتب حیاتبخش خود را در اقصى نقاط جهان گسترش داد، در سال دهم هجرت با انجام مباهله و حجة الوداع موقعیت‏خود را تثبیت نموده و در غدیر خم از طرف پروردگار متعال، امیر مؤمنان على‏علیه السلام را به جانشینى خویش برگزید . و سرانجام در 63 سالگى و در هنگام ظهر روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجرى قمرى، مطابق سال 633 میلادى، در منزل خود در مدینه به ملاقات معبود شتافت . حضرت على‏علیه السلام پیامبر را غسل داد و كفن نمود و به همراه سایر مسلمانان بر آن گرامى نماز گزارده و پیكر مقدس حضرت خاتم الانبیاءصلى الله علیه وآله را در منزل مسكونى‏اش به خاك سپرد . با رحلت پیامبر خاتم‏صلى الله علیه وآله، مصیبت‏بزرگى در اسلام و انحراف عمیقى در میان مسلمانان پدید آمد، كه تا امروز اثر آن ضربه سهمگین پیكر اسلام و مسلمانان را مى‏آزارد .
در این فرصت‏با نقل فرازهایى حساس، از واپسین روزهاى حیات آن بزرگوار به برخى از حوادث آموزنده آخرین لحظات حیات پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله اشاره خواهیم كرد، به امید اینكه بتوانیم، با بكارگیرى رهنمودهاى راهگشاى آن بزرگوار در ردیف پیروان واقعى‏اش قرار گرفته و با عبرت‏اندوزى از حوادث آن دوران، در اعتلاى آیین نجاتبخش اسلام سهیم باشیم .
بزرگترین نگرانى پیامبرصلى الله علیه وآله
پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله تا آخرین روزهاى رحلت‏خویش از یك نگرانى و ناراحتى درونى شدیدا رنج مى‏برد . اساسا براى یك شخصیت والاى آسمانى كه نتیجه تمام زحمات خود را در تداوم رهبرى آینده اسلام بوسیله فردى شایسته مى‏اندیشید، مسئله امامت و رهبرى امت اسلام، مهمترین دغدغه خاطر به شمار مى‏آمد . حضرت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله كه از اندیشه برخى افراد فرصت‏جو و ریاست طلب در انحراف مسئله جانشینى، آگاهى داشت و از سرنوشت آن شدیدا بیمناك بود، بارها بر این مهم تصریح نموده و به جانشینى على‏علیه السلام بعد از رحلت‏خویش تاكید كرده بود . اوج این رهنمودها در حادثه غدیر بود كه 70 روز قبل از رحلت آن حضرت اتفاق افتاد . در آن روز تاریخى كه با حضور یكصد هزار تن از مسلمانان و بعد از نزول آیه بلاغ ، وصایت و ولایت‏حضرت امیر مؤمنان على‏علیه السلام رسما اعلام گردید و با نزول آیه اكمال ، این مراسم سرنوشت‏ساز پایان پذیرفت، باز هم نگرانى حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله رفع نشد . پیامبر دوراندیش اسلام‏صلى الله علیه وآله پیش بینى مى‏كرد كه در آینده‏اى نزدیك رهبرى حكومت اسلامى را عده‏اى از محور خارج كرده و افراد جاه طلب، على‏علیه السلام را از خلافت دور نموده و مسلمانان را از رهبرى آن یگانه دوران محروم كنند . بدین جهت گاهى این نگرانى خود را اظهار نموده و به على‏علیه السلام مى‏فرمود: «من مى‏ترسم اگر با آنان بر سر خلافت و رهبرى پافشارى كرده و به نزاع برخیزى، تو را به قتل برسانند .»
اگر آن نامه را مى‏نوشت!
به این جهت‏حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله در یكى از واپسین روزهاى حیات خود كه در بستر بیمارى بود و برخى از سران اصحاب به عیادتش آمدند، بعد از اینكه اندكى سر به زیر انداخته و مدتى فكر نمود، رو به حاضرین كرده و فرمود: «ایتونى بدواة وصحیفة اكتب لكم كتابا لاتضلوا بعده; برایم كاغذ و دواتى بیاورید، تا براى شما نامه‏اى بنویسم كه بعد از آن گمراه نشوید .»
در این هنگام عمر بن خطاب بدون رعایت احترام پیامبر و با لحنى كاملا بى‏ادبانه به ساحت مقدس نبى اكرم جسارت كرده و گفت: «بیمارى بر او غلبه كرده، با داشتن قرآن ما به چیز دیگرى نیاز نداریم .»
سعید بن جبیر مى‏گوید: ابن عباس با اظهار تاسف شدید از نوشته نشدن نامه پیامبر چنین مى‏گفت: «روز پنجشنبه عجب روز دردناك و مصیبت‏بارى براى مسلمانان بود!» آنگاه در حالى كه از شدت ناراحتى اشك بر گونه‏هایش سرازیر بود، واقعه آن روز را توضیح مى‏داد .
بدیهى است كه هدف پیامبر از نوشتن نامه همان تحكیم وصایت و خلافت امیرمؤمنان على‏علیه السلام و تبیین خط رهبرى آینده جهان اسلام بود، به دلیل اینكه:
1 - نگرانى پیامبر هنوز از تثبیت رهبرى آینده رفع نشده بود و آن مسئله حیاتى دنیاى اسلام همچنان موجب دغدغه خاطر پیامبرصلى الله علیه وآله و اشتغال فكرى او محسوب مى‏شد .
2 - حضرت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله در این مورد فرمود: مى‏خواهم نامه‏اى بنویسم كه بعد از من گمراه نشوید و این عینا همان عبارتى است كه در حدیث ثقلین بكار برده است . با ملاحظه این دو حدیث مى‏توان فهمید كه هدف پیامبر نوشتن چیزى محكمتر از حدیث ثقلین و حدیث غدیر در مورد رهبرى اهل بیت‏علیهم السلام بوده است .
3 - مهمتر از این، مخالفت‏سرسختانه خلیفه دوم - كه به هنگام رحلت پیامبر در سقیفه بنى ساعده شوراى خلافت و رهبرى تشكیل داده و با زیر پا گذاشتن تمام گفتارها و وصیتهاى پیامبرصلى الله علیه وآله در مورد زمامدارى آینده مسلمانان تصمیم‏گیرى كرد - مى‏باشد و از شدت عصبانیت وى مى‏توان هدف پیامبر را حدس زد .
4 - ابن حجر هیثمىدر الصوائق المحرقه روایتى نقل كرده كه نشانگر تلاشهاى مكرر پیامبرصلى الله علیه وآله در آخرین لحظات زندگى بر مسئله امامت و ولایت على‏علیه السلام است . او مى‏گوید: پیامبر خداصلى الله علیه وآله در حالى كه آخرین روزهاى عمر شریف خود را سپرى مى‏كرد و در اطراف او یارانش گرد آمده بودند، خطاب به آنان فرمود: اى مردم! من به زودى از میان شما خواهم رفت، آگاه باشید! من در میان شما كتاب خدا و عترتم را كه اهل بیت من هستند باقى مى‏گذارم . سپس دست على‏علیه السلام را گرفته و بالا برده و فرمود: «هذا على مع القران والقران مع على لایفترقان این على همراه با قرآن و قرآن هم همراه اوست و این دو از هم جدا نمى‏شوند»
رهنمود به زمامداران
حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله كه در طول حیات و بویژه در زمان رسالت‏خود حامل وحى الهى و امین خداوند بر مردم بود و با گفتار و كردار خود احكام الهى را به مردم ابلاغ و اعلان مى‏نمود، در آخرین لحظات زندگى نیز از این سیره الهى خویش دست نكشید . آن بزرگوار با اینكه از بیمارى شدیدا رنج مى‏برد، براى آخرین بار و با زحمت تمام به میان جمعیت آمده و بر ارزشهاى اسلامى كه در راه استقرار آنها هستى خویش را وقف نموده بود، تاكید كرده و بار دیگر به مسلمانان در پاسدارى از آیین اسلام سفارش نموده و هشدار داد .
پیامبرى كه احترام به حقوق فردى و اجتماعى مسلمانان را در طول 23 سال به آنان آموخته و خود عملا آنرا رعایت كرده بود، در واپسین دم حیات نیز به این امر مهم همت گماشت .
شیخ صدوق مى‏گوید: حضرت خاتم الانبیاءصلى الله علیه وآله در آخرین روزهاى حیات خویش به بلال فرمود: به مردم بگو در مسجد جمع شوند . و آنگاه حضرت عمامه بر سر بست و با تكیه به كمان خویش برفراز منبر آمد و بعد از سپاس و ستایش پروردگار، خطاب به مردم فرمود: اى مسلمانان! من چگونه پیامبرى براى شما بودم؟ آیا براى هدایت و تربیت‏شما تلاش نكردم؟ آیا شما در مقابل، دندانهایم را نشكستید و پیشانیم را بر خاك نمالیدید تا اینكه خون بر چهره‏ام روان شده و محاسنم را فرا گرفت؟ آیا من از دست افراد نادان سختیها و مشقتها نكشیدم؟ ! گفتند: بلى یا رسول‏الله! تو پیامبرى صبور و شكیبا بودى و ما را از زشتیها و منكرات جلوگیرى مى‏كردى، خداوند به تو بهترین پاداش عنایت كند . پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: خداوند به شما هم پاداش دهد .
آنگاه رسول الله‏صلى الله علیه وآله ادامه داد: پروردگارم حكم كرده و سوگند یاد نموده كه از ستم هیچ ستمكارى نگذرد، شما را به خدا هر كدام از شماها كه در گردن من حقى دارید، برخیزید و دادخواهى كرده و از من قصاص كنید، چرا كه قصاص دنیا در پیش من از آخرت - كه در برابر فرشتگان و پیامبران خواهد بود - بهتر است .
در این هنگام مردى به نام سوادة بن قیس از آخرین صفهاى مردم برخاسته و عرضه داشت: یا رسول‏الله! پدر و مادرم فدایت‏باد، هنگامى كه از سفر طائف برمى‏گشتى به استقبالت آمدم، تو سوار بر ناقه غضباء بودى و تازیانه ممشوق را در دست داشتى، وقتى خواستى تازیانه را بلند كنى و به شتر بزنى به شكم من خورد، نمى‏دانم عمدى بود یا نه؟ ! پیامبر فرمود: به خدا پناه مى‏برم بر اینكه عمدى باشد . سپس به بلال فرمود: اى بلال! برخیز، به منزل فاطمه‏علیها السلام برو و تازیانه ممشوق را بیاور .
هنگامى كه بلال تازیانه را آورد، پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: آن مرد كجاست؟ هنگامى كه آمد، حضرت فرمود: نزد من بیا و از من قصاص كن، تا راضى شوى . سوادة گفت: یا رسول‏الله شكمت را برایم برهنه كن! چون در آن هنگام شكم من برهنه بود، هنگامى كه پیامبرصلى الله علیه وآله پیراهن خود را كنار زد، سواده بعد از اخذ اجازه، بر بدن مبارك پیامبر بوسه زد . رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: اى سوادة بن قیس! آیا مرا عفو مى‏كنى یا قصاص مى‏كنى؟ عرضه داشت: یا رسول‏الله! من شما را عفو مى‏كنم . پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله دست‏به دعا برداشته و فرمود: «اللهم اعف عن سوادة بن قیس كما عفى عن نبیك محمد; خدایا از گناهان سواده بن قیس درگذر چنانكه او از پیامبرت محمد درگذشت .»
در اندیشه بیت المال
در فرهنگ اسلام بیت المال و اموال عمومى در دست‏حاكمان نوعى امانت محسوب مى‏شود و زمامداران در حكومت اسلامى موظفند در حمل و نقل و حفظ و نگهدارى و تقسیم و تخصیص بیت المال، كمال كوشش را انجام دهند و در محافظت از این مانت‏سنگین، امانتدار خوبى باشند . امیر مؤمنان على‏علیه السلام در این مورد فرمود: «والله ما هو بكد یدى ولا تراثى من الوالد ولكنها امانة اودعتها فانا اؤدیها الى اهلها; به خدا سوگند! این مال (اموال حكومتى) حاصل دست رنج من و یا میراث پدرم نمى‏باشد، بلكه این امانت است و به من سپرده شده و من آنرا به اهلش مى‏رسانم .»
مطمئنا على‏علیه السلام این شیوه امانتدارى در بیت المال را از پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله آموخته بود . حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله همچنانكه در مدت عمر خود بعنوان امانتدار مردم معروف بود، چه قبل از بعثت و چه بعد از آن، در آخرین لحظات حیات خویش بر این خصلت نیكو و پسندیده اصرار ورزیده و به مسلمانان رسم امانتدارى و به زمامداران آیین حكمرانى و عدالت گسترى را مى‏آموخت .
روش پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله در تقسیم بیت المال چنین بود كه در نخستین فرصت آنرا به دست اهلش مى‏رساند و از نگهدارى و طول دادن در تقسیم آن شدیدا خوددارى مى‏كرد . براى توضیح سخن و تبیین سیره حكومتى پیامبر، نقل روایتى در این زمینه مناسب مى‏نماید:
عثمان بن عفان مى‏خواست ابى‏ذر غفارى را به علت امر به معروف و نهى از منكر و خروش بر علیه ناعدالتیهاى موجود جامعه، از مدینه به ربذه تبعید كند، بدین جهت ابوذر را در حالى كه از ناتوانى بر عصایى تكیه كرده بود به دربار عثمان آوردند، ابوذر هنگام ورود، مشاهده كرد كه در مقابل خلیفه، صد هزار درهم موجود است و یاران و بستگان و اطرافیانش گرد او ایستاده و با چشم طمع به آن پولها مى‏نگرند و انتظار دارند كه عثمان آنها را در میان آنان تقسیم كند . ابوذر به عثمان گفت: این پولها از كجا آمده است؟ عثمان پاسخ داد: عوامل حكومت اینها را از برخى نواحى آورده‏اند، صد هزار درهم است، منتظرم كه همین مقدار هم برسد، بعد در مورد آن تصمیم بگیرم . ابوذر گفت: اى عثمان! آیا صدهزار درهم بیشتر است‏یا 4 دینار؟ عثمان گفت: خوب، معلوم است صدهزار درهم!
ابوذر گفت: اى عثمان! آیا به یاد مى‏آورى هنگامى كه من و تو، با هم در یك شبى به حضور حضرت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله رسیدیم و آن حضرت را محزون و اندوهناك دیدیم؟ آن شب گذشت، و ما صبح دوباره به حضور مبارك حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله رسیدیم، پیامبر را با لبى خندان و چهره‏اى شادمان یافتیم، من عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو، شب گذشته به حضورت آمدیم، غمگین و ناراحت‏بودى اما امروز تو را خندان و خوشحال مى‏بینیم، علت چیست؟ پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: بلى درست است، شب گذشته از بیت المال مسلمین چهار دینار نزدم بود و آن را تقسیم نكرده بودم و بیم آن داشتم كه مرگم فرا رسد و حقوق مردم در گردنم باشد . اما صبح امروز آن پولها را بین اهلش تقسیم كردم و راحت‏شدم .
داشتن خصلت امانتدارى و عدالت گسترى، آن حضرت را وادار مى‏كرد كه در آخرین روزهاى عمر شریف خویش با همه مشكلاتى كه داشت، در اندیشه بیت المال و تقسیم عادلانه آن به اهلش باشد . رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله در حالى كه در بستر بیمارى و در آستانه مرگ قرار داشت، لحظاتى چشمانش را گشود، به یادش آمد كه چند دینار از بیت المال نزد یكى از همسرانش باقى مانده است . به سرعت همسرش را صدا كرده و فرمود: آنها كجاست؟ زود آنها را حاضر كن . وى دینارها را آورده و آنها را به دست مبارك پیامبرصلى الله علیه وآله داد . رسول گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله در حالى كه آنها را در دست داشت فرمود: «ما ظن محمد بالله لو لقى الله وهذه عنده، انفقیها;محمد در مورد خداوند چه خیال مى‏كند، اگر خدا را ملاقات كند و این چند دینار از بیت المال در نزدش مانده [و آنها را به اهلش نرسانیده باشد; و بعد به همسرش فرمود:] آنها را انفاق كن .»
یك درس بهداشتى
از مهمترین تعالیم مكتب اسلام، توجه به مسائل بهداشتى است . یك مسلمان طبق آموزه‏هاى پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله باید نظافت را مراعات كرده و با ظاهرى آراسته در اجتماع ظاهر شود . یكى از نكات مهم بهداشتى كه شدیدا مورد توجه پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله بود، مسواك كردن دندانها مى‏باشد .
به همین جهت آن حضرت همواره در موقع آماده شدن براى نماز مسواك مى‏زد و به مسلمانان در این مورد تاكید فراوان داشت . حضرت خاتم الانبیاءصلى الله علیه وآله در وصایاى خود به على‏علیه السلام مى‏فرماید: «وعلیك بالسواك عند كل وضوء; در هنگام هر وضو گرفتن مسواك دندانها را انجام بده .» در حدیث دیگرى فرمود: «لولا ان اشق على امتى لامرتهم بالسواك مع كل صلوة; اگر براى مسلمانان سخت نبود، فرمان مى‏دادم كه همراه هر نماز مسواك كنند .»
پیامبر گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله حتى در آخرین لحظات زندگى خویش از مسواك كردن دست نكشید و در بستر بیمارى دندانهاى خود را پاك و پاكیزه نموده و با آن حال به ملاقات پروردگار شتافت . عبدالرحمن بن ابى‏بكر در یكى از آخرین روزهاى حیات پیامبرصلى الله علیه وآله به عیادتش آمد، او كه همراه خود چوب مسواكى آورده بود، به علت علاقه زیاد آن حضرت به مسواك نمودن، آن را به پیامبرصلى الله علیه وآله تقدیم كرد و حضرت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله با آن مسواك نمود .
بذل عاطفه به فرزندان
از ویژگیهاى مكتب تربیتى اسلام، گستردگى برنامه‏هاى تربیتى آن مى‏باشد .
طبق این مكتب متعالى، والدین وظیفه دارند براى پرورش صحیح فرزندان خود، تا پایان عمر روشهاى تربیتى اسلام را در مورد فرزندانشان اعمال كنند و شایسته است كه از هر فرصتى براى رشد فكر و تعالى روح فرزندان بهره گرفته و براى رفع فقر فرهنگى فرزندان، با بذل عاطفه و ابراز محبت تلاش نمایند . سیره تربیتى رسول گرامى اسلام بویژه در واپسین لحظات زندگى‏اش دراین زمینه روشنترین الگوى ماست . آن حضرت در آن لحظات حساس و سرنوشت‏ساز با ابراز محبت و ارتباط عاطفى و كلامى با فرزندانش، یكى از موفقترین شیوه‏هاى تربیتى را پیش روى ما قرار داد .
در اینجا چند نمونه از رفتار پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله با فرزندان را در آستانه رحلتش با هم مى‏خوانیم:
1 - یكى از همسران پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏گوید: فاطمه‏علیها السلام در رفتار و گفتار و سیماى ظاهرى شبیه‏ترین فرد به رسول خداصلى الله علیه وآله بود . ارتباط این پدر و فرزند آنچنان مستحكم بود كه او هرگاه بر پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وارد مى‏شد، پیامبر از جاى خود برمى‏خواست و سر و دست دخترش را مى‏بوسید و او را در جاى خود مى‏نشاند و هرگاه پیامبرصلى الله علیه وآله به منزل فاطمه‏علیها السلام مى‏آمد، فاطمه‏علیها السلام از جایش برخاسته و پدر گرامى‏اش را مى‏بوسید و آن گرامى را در جاى خویش مى‏نشانید . این ارتباط عمیق عاطفى و معنوى بین پدر و دختر همچنان ادامه داشت تا اینكه رحلت رسول خداصلى الله علیه وآله نزدیك شد . در یكى از آخرین روزهاى حیات پیامبرصلى الله علیه وآله، فاطمه‏علیها السلام به حضورش آمد، او خود را روى سینه پیامبرصلى الله علیه وآله افكنده و صورت پیامبرصلى الله علیه وآله را بوسید، پیامبرصلى الله علیه وآله با او آهسته سخن گفت، هنگامى كه سر برداشت‏به شدت گریست، دوباره با اشاره پیامبرصلى الله علیه وآله خود را به پدر بزرگوارش نزدیك نموده و با رسول گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله نجوا كرد، اما این بار با چهره باز و سیمایى گشاده و خندان از پیامبرصلى الله علیه وآله جدا شد . حاضران از این دو حركت متفاوت تعجب كردند، اما وقتى كه بعد از رحلت پیامبرصلى الله علیه وآله از حضرت زهراعلیها السلام این نكته را پرسیدند، فاطمه‏علیها السلام در پاسخ فرمود: بار نخست، رسول‏الله به من فرمود: من از این بیمارى نجات نخواهم یافت و به مرگ من خواهد انجامید . از شنیدن این سخن و تصور جدایى از آن حضرت اندوهگین شدم و گریستم، اما در مرتبه دوم فرمود: دخترم! تو به زودى و پیش از سایر خاندانم به من خواهى پیوست، و من خوشحال شدم .
2 - با شنیدن خبر شدت بیمارى پیامبرصلى الله علیه وآله، حسنین‏علیهما السلام در حالى كه به شدت گریه كرده و صیحه مى‏زدند وارد خانه شده و خود را در آغوش رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله افكندند . آنان كه نگران جدایى از دامان پر مهر سالت‏بودند، با حزن و اندوه فراوان روى سینه پیامبرصلى الله علیه وآله گریه مى‏كردند .
على ‏علیه السلام خواست آن دو را از روى سینه پیامبر(ص) دور كند، در این حال پیامبر فرمود: «دعهما یتمتعان منى واتمتع منهما فستصیبهما بعدى اثرة; [یا على!] این دو را بگذار [روى سینه من باشند،] تا از من بهره گیرند و من نیز از آنها بهره‏مند شوم . پس از من به آنها مصیبت و ناگوارى خواهد رسید .» لعنت‏خدا بر كسى كه به این دو ستم كند، و این جمله را سه بار تكرار كرد .
امر به خواندن قرآن
حضرت زهراعلیها السلام یگانه دختر پیامبرصلى الله علیه وآله در كنار بستر پدر گرامى‏اش نشسته و با حسرت به سیماى نبوت نظاره مى‏نمود و در حالى كه از شدت ناراحتى قطرات اشك بر صورتش جارى بود، شعر ابوطالب را - كه در مورد حضرت رسول‏ سروده است - زمزمه مى‏كرد: وابیض یستسقى الغمام بوجهه
ثمال الیتامى عصمة للارامل «آن چهره روشن و نورانى كه [به بركت آن] از ابر طلب باران مى‏شود، او كه دادرس یتیمان و پناهگاه بیوه زنان بود .» رسول خدا(ص) در این لحظه چشمانش را گشوده و با صداى ضعیفى به دخترش فرمود: دخترم! این گفتار عمویت ابوطالب است، شایسته است‏به جاى آن، آیه زیر از قرآن را بخوانى:
«وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ینقلب على عقبیه فلن یضر الله شیئا وسیجزى الله الشاكرین‏»
«محمدصلى الله علیه وآله فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگرى نیز آمده و رفته ‏اند، آیا اگر او بمیرد و یا كشته شود، به گذشته ‏هاى خود برمى‏گردید؟ و هر كس به گذشته خود باز گردد، هرگز به خداوند ضررى نمى‏زند، و خداوند به زودى شاكران را پاداش خواهد داد.»
درسى دیگر براى مسلمانان
قرآن كریم در آیات متعددى از وفاى به عهد و عمل به وعده سخن گفته و مردم رابه آن تشویق مى‏كند . از منظر كلام وحى پایدارى در عهد و پیمانها و جامه عمل پوشاندن به وعده‏ ها از مهمترین صفات اهل ایمان است . قرآن در ضمن شمارش اوصاف نیكوكاران مى‏فرماید:
«والموفون بعهدهم اذا عاهدوا»«آنان هنگامى كه با كسى عهدى بستند به عهد خود وفا مى‏كنند .» و همچنین در مورد مؤمنین مى‏فرماید: «والذین هم لاماناتهم وعهدهم راعون‏»«اهل ایمان امانتها و عهد و پیمانهایشان را مراعات مى‏كنند .» رسول گرامى اسلام‏ صلى الله علیه وآله نیز لازمه داشتن ایمان كامل را عمل به وعده و وفاى به عهد مى‏داند و مى‏فرماید: «من كان یؤمن بالله والیوم الاخر فلیف اذا وعد;كسى كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید به وعده خود عمل كند .»
پیامبر (ص)در روزهاى آخر عمر خویش این خصلت زیبا را عملا به نمایش گذاشت . ابن شهر آشوب مى‏نویسد: در یكى از آن روزهاى حزن آلود كه پیامبر(ص)حال خوبى نداشت، به كمك فضل بن عباس و على‏ (ع) به میان مردم آمده و فرمود: اى مردم! وقت رحلت من فرا رسیده است، اگر به كسى وعده‏ اى داده‏ ام بیاید و به من بگوید تا به وعده‏ ام عمل نمایم و اگر به كسى بدهكارم، آن را به من خبر دهد . در این حال مردى از میان حاضرین بلند شده و گفت: یا رسول‏الله! من پیش شما وعده‏ اى دارم، هنگامى كه مى‏خواستم ازدواج كنم به من وعده دادید كه مبلغى یارى نمایید! پیامبر(ص) به فضل بن عباس فرمود: مبلغى را كه او مى‏گوید برایش بپردازید . سر و زر و دل و جانم فداى آن یارى كه حق صحبت و عهد و وفا نگه دارد
آخرین لحظات عمر
ابن عباس مى‏گوید: در آن لحظات كه پیامبر شدیدا بیمار بود، دقایقى آن حضرت بیهوش شد، در آن هنگام در خانه كوبیده شد فاطمه علیهاالسلام  به پشت در رفته و فرمود: كیستى؟ از پشت در صدا آمد كه من شخص غریبى هستم و با رسول خداصلى الله علیه وآله كارى دارم، آیا اجازه هست كه به حضورش برسم؟ فاطمه‏علیها السلام فرمود: خدا تو را بیامرزد، هم اكنون پیامبرصلى الله علیه وآله بیمار است و حال ملاقات با كسى را ندارد . آن شخص رفته و پس از لحظاتى دوباره آمد و اجازه ورود خواست و گفت: آیا به افراد غریب اجازه مى‏دهید به حضور پیامبر بروند؟ ! در این موقع پیامبر (ص)صداى وى را شنیده و به حضرت فاطمه‏ فرمود: فاطمه جان! آیا مى‏دانى كه او كیست؟ او جمعیتها را پراكنده و لذتها را به هم مى‏زند . او پیك مرگ، عزرائیل است . به خدا قسم قبل از من از كسى اجازه نخواسته و پس از من هم از احدى اجازه نخواهد گرفت و این بخاطر مقام ارجمندى است كه خداوند به پدر تو عنایت كرده است . فاطمه‏علیها السلام به عزرائیل اجازه ورود داد و او همچون نسیم ملایمى وارد خانه پیامبرصلى الله علیه وآله شده و گفت: السلام على اهل بیت رسول‏الله ‏صلى الله علیه وآله، و آنگاه پیامبر(ص) به على( ‏ع) وصایایى را متذكر شد .

صفات و فضائل پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه قرآن

دكتر محمد اكبری رئیس دانشكده علوم قرآنی ملایر، در ادامه سلسله مباحث تفسیری هفتگی خود ضمن تبریك فرا رسیدن مبعث نبی مكرم اسلام (ص)، به بیان كمالات، صفات و فضائل روحی، علمی، اخلاقی و اعتقادی پیامبر (ص) پرداخت.
به گزارش خبرنگار ایحا از ملایر، متن سخنان وی به شرح زیر است:
خداوند متعال در بسیاری از آیات قرآن مجید كمالات، صفات و ویژگیهای پیامبر خاتم- محمد مصطفی(ص)- را ذكر نموده و از آن حضرت به عظمت یادكرده است؛ «انك لعلی خلق عظیم».
خداوند متعال در سراسر قرآن وقتی از پیامبری تعریف می كند یك یا دو صفت از صفات آن پیامبر را نام می برد. اما وقتی به مقام تعریف و تمجید از پیامبر خاتم (ص) می رسد ایشان را به جمیع صفات و مكارم اخلاقی توصیف می كند.
مقام علمی و عملی حضرت از جمیع انسانها، انبیا، فرشته ها و ملائكه مقربین بالاتر است. خداوند متعال از علم پیامبر (ص) تعبیر به فضل عظیم می نماید؛« و علمك ما لم تكن تعلم و كان فضل الله علیك عظیما».
خاتم النبیین بودن حضرت، یكی دیگر از كمالات پیامبر اسلام است و خود دارای نكاتی است: اولا پیامبر (ص) واجد تمام صفات، فضایل و كمالات انبیاء الهی است، ثانیا وجود مقدسش واجد صفات و كمالات منحصر به فردی است كه انبیاء دیگر نداشتند. ثالثا شخصی در عالم با این جلالت، عظمت و اوج انسان كامل نیامده و نخواهد آمد والا می بایست او خاتم پیامبران باشد. پیامبر (ص) هم در قوس نزول و هم در قوس صعود خاتمیت دارد و این خاتمیت دلالت بر افضلیت اوست.
در قرآن كریم از وجود پیامبر (ص) تعبیر به منت شده است. رسالت و نبوت پیامبر خاتم (ص) منت، یعنی یك نعمت بی بدیل و گرانسنگ است؛«لقدمن الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین». همچنین خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: تو پناهگاه گنه كاران هستی؛ «ولو انهم اذظلمواانفسهم جاؤك فاستغفرواالله واستغفرلهم الرسول لوجدواالله توابا رحیما». وجود پیامبر (ص) امان از وجود عذاب است؛ «و ما كان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما كان الله معذبهم و هم یستغفرون». مقام محمود و پسندیده و قابل ستایش یكی دیگر از كمالات ایشان است؛‌ »و من اللیل فتهجدبه نافله لك عسی ان یبعثك ربك مقاما محمودا». آن حضرت مبین و مفسر قرآن است؛ «وانزلنا الیك الذكرلتبین للناس مانزل الیهم».
قلب او گنجینه و آئینه علوم الهیه است؛ «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء». تجلیل در خطاب از ویژگیهای اوست: خداوند در خطابها او را با جلالت و كرامت مورد خطاب قرار می دهد. سایر پیامبران با نام مورد خطاب قرار می گیرند ولی در سرتاسر قرآن پیامبر (ص) با نام مورد خطاب قرار نمی گیرد. یاایها النبی، یاایهاالرسول، یاایها المزمل. پیامبر (ص) ناظر و شاهد بر اعمال امت است؛‌ »یاایها النبی انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا». محبت خدا یعنی تبعیت از پیامبر (ص)؛«ان كنتم تحبون الله فاتبعوافی یحییكم الله». خداوند متعال آن حضرت را الگو و اسوه برای همه افراد قرار داده است؛ «لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه». اطاعت او را اطاعت خودش قرار داده است: «اطیعوالله واطیعوالرسول».
اكبری در ادامه بیان داشت: اخلاص پیامبر (ص) را احدی در عالم ندارد؛ «قل ان صلاتی و نسكی و محیای و مماتی لله رب العالمین». خداوند پیامبر (ص) را قرآن ممثل معرفی می کند، یعنی آن حضرت وجود عینی قرآن در همه مراحل نازله و عالیه قرآن است. پیامبر (ص)؛ ام الکتاب را که «و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم» مرحله عالیه قرآن عظیم است ا زنزد خدای عظیم یعنی از خود خدا دریافت نموده اند و این نشان دهنده عظمت پیامبر (ص) است که دارای ویژگیهای منحصر به فرد بسیاری است که در قرآن از آنها یاد شده است؛ «وانک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم». و مرحله نازله قرآن را که «انا جعلناه قرآن عربیا لعلکم تعقلون» است از جبرئیل «نزل به الروح الامین علی قلبک» می شنید و دریافت می کرد.
پیامبر (ص) جز وحی سخن نمی گوید؛ «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی».
صدها آیه در عظمت و کرامت و جلالت آن حضرت داریم. خداوند از هیچ پیامبری به مانند او تجلیل و تکریم به عمل نیاورده است و اینک وظیفه ای که ما در مقابل آن حضرت داریم چیست؟
قرآن از این وظایف یاد می کند: تبعیت از پیامبر(ص). کسی که قرآن از او تبعیت می کند و این نشان دهنده عظمت آن بزرگواراست؛ «و اتبعوا النور الذی انزل معه».
اجابت دعوت؛ «یاایها الذین آمنوا استجیبوا الله و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم».
وظیفه سوم ما این است که اطاعت مطلقه داشته باشیم؛ «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم».
چهارمین وظیفه ما تسلیم پیامبر(ص) بوده و اینكه بر او صلوات بفرستیم. ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما».
احترام به نام پیامبر (ص) و تجلیل و تكریم از ایشان؛ «لاتجعلوا دعاء الرسول بینكم كدعاء بعضكم بعضا».
پذیرفتن ولایت ذریه پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)؛ «قل لااسئلكم علیه اجرا الاموده فی القربی»
نصرت پیامبر(ص) درهمه چیز؛ «فاالذین آمنوا به و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون».
از پیامبر(ص) جلو نیفتیم؛ «یا ایها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و رسوله».
لزوم تحصیل صفات پیغمبری مانند شجاعت رحمت و...محمد رسول الله؛ «اشداء علی الکفار رحما بینهم تراهم رکعا سجدا».
باور داشتن به اینکه پیامبر (ص) هم اکنون نیز شاهد و گواه همه اعمال ماست؛ «قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون».




[ پنجشنبه هجدهم دیماه سال 1393 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی