تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

السلام و علیك یا علی بن موسی الرضا..                                   

صدای صلوات روضه ی منوره را پر كرده است. آیا صدای من هم در میان صد ها صدای دیگر به گوش می رسد؟ این منم...منی كه مدت هاست در آرزو وصال توئم.                                          

دریاب مرا.....                                            

منی كه سال هاست تو را دریافته ام.بگیر در پای اشك هایم را تا  ببینی می رسد به تو.. به تویی كه مرهم تمام اشك هایی.
چگونه بگشایم درد فراق را، چگونه بگویم از تنی كه خسته است از همه چیز و تنها... با امید تو است. امیدی كه مرا به ضریح پر نورت پیوند می زند. پیوندی كه می دانم به زودی محقق خواهد شد و این بار اشك هایم در صحن تو فرود خواهد آمد ،منتظرم ،منتظرم تا بخوانی مرا. هر چند كه این انتظار همچنان ادامه دا رد .




"پدرم را خدا نگه دارد

كه مرا كرده بر در تو گدا

اولین درس عشق من این بود

اولین مشكلی كه شد پیدا

اشك حلقه به دور چشمش زد


پدرم گفت یا امام رضا"

یا امام رضا

یا امام رضا

یا امام رضا


یا امام رضا

بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)



 مهدی فرجی
بلیت ماندن است مانده روی دست‌های من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

 رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر
سفارش مریض حضرت امام را ببر

«سلام نسخه» را ببر ببین دوا نمی‌دهد؟
از او بپرس این مرض را شفا نمی‌دهد؟

چقدر تا تو با قطارها سفر كند دلش؟
چقدر بگذرند زایرانت از مقابلش؟

چقدر بادهای دوری‌ات مچاله‌اش كنند
و دوستان به روزهای خوش حواله‌اش كنند

درست بیست سال شد كه راه طوس بسته است
جوان دل شكسته دل به پایبوس بسته است
 
پدر به كربلا و مكه رفته است چند بار
و من هنوز در هوای مشهد تو بی‌قرار

مرا طلای گنبد تو بی‌قرار می‌كند
كسی مرا به دوش ابرها سوار می‌كند
 
 خیال می‌كند كه دیدن تو قسمتش شده
همین كسی كه دارد از خودش فرار می‌كند

كسی كه بیست سال آزگار مشهدی نشد
و هرچه شكوه می‌كند به روزگار می‌كند

به بادهای آشنای شرق بوسه می‌دهد
به آتش ارادت تو افتخار می‌كند

به این امید ضامن رئوف! تا ببیندت
هی آهوان بچه‌دار را شكار می‌كند

 هزار تا غروب در مسیر ایستاده‌ام
به هر كه آمده به پایبوس نامه داده‌ام

من از كبوتران گنبد تو كمترم مگر
كه بعد سال‌ها نخوانده‌ای مرا به این سفر؟

قطارهای عازم شمال شرق می‌روند
دقیقه‌های بی‌تو مثل باد و برق می‌روند

كسی بلیط رفتنی به دست من نمی‌دهد
به آرزوی یك جوان خام تن نمی‌دهد

بلیت ماندن است مانده روی دست‌های من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟!


امام رضا(ع)

ادامه مطلب

عبدالحسین انصاری
گاه گاهی می‌شود دلتنگی از حد بگذرد
سیل افكاری كه از ذهنت نباید، بگذرد

بغض راه گریه را می‌بندد و دریای اشك-
پافشاری می‌كند از آخرین سد بگذرد

با خودت در گوشه‌ای از خانه خلوت می‌كنی
تا مگر این لحظه‌های تلخِ ممتد بگذرد

كوچه‌ها دلتنگی‌ات را صد برابر می‌كنند
گرچه‌ گاهی اتفاقی هم بیفتد، بگذرد

ناگهان در خواب می‌بینی سواری سبز پوش-
با اناری سرخ در دستش می‌آید بگذرد

با تبسم‌های معصومانه می‌گوید بیا-
یك شبی مهمان ما هرچند كه بد بگذرد

چاره‌ای دیگر نمی‌ماند بجز تسلیم محض
كیست كه از دعوت اولاد احمد(س) بگذرد

ترس داری پلك‌ها را روی هم بگذاری و
خواب باشی و قطار از شهر مشهد بگذرد

حرم مطهر امام رضا(ع) درآستانه نیمه شعبان


قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت

نقاره می زنند ... مریضی شفا گرفت

دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد

دیدی که آب حاجت آیینه را گرفت

خورشید و آمد و به ضریح تو سجده کرد

اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت

پیغمبری رسید و در این صحن پر ز نور

در هر رواق خلوت غار حرا گرفت

از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید

پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت

زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید

تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت

چشمی کنار این همه باور نشست و بعد

عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت

دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم

شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت

دارم به سمت پنجره فولاد می روم

جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت

رحمان نوازنی


مردم همه

تو را به خدا سوگند می دهند

اما برای من

تو آن همیشه ای

که خدا را به تو سوگند می دهم


پروانه نجاتی

تو آسمان منی من پرنده‌ام آقا
برای بال من آغوش خویش را بگشا

که کوچ کرده‌ام از سردسیری تشویش
به گرمسیر دل‌انگیز گنبدت مولا

گذشته‌ام من از انبوه جنگل تردید
و حجم خشک نفس‌گیری بیابان‌ها

غریب‌تر ز مسافر غریب‌تر ز غروب
کشانده مهر تو ای خوب تا کجا ما را

رسیده‌ام لب ایوان نگاه من ابری
شکوه گنبد خورشیدگونه‌ات پیدا

کنون به وسعت جغرافیای دلتنگی
نشسته‌ام بزنم باز دل به این دریا

کویر تجربه‌ی تلخ لحظه‌های من‌ است
تو مثل جاری آبی بر این عطش اما 



احساس خواهد کرد کوه نور می بیند

وقتی که شهرت را کسی از دور می بیند

احساس انسانی که روی تکّه ی چوبی -

در عمق تاریکیِ دریا نور می بیند

جای قدم های بهشتی تو را عاشق -

در کوچه باغ سبز نیشابور می بیند

زائر همان آنی که مشهد می رسد، خود را -

با بچّه آهوی شما محشور می بیند

هر کس که می آید میان صحن های تو

شور خودش را گوشه ی ماهور می بیند

با اشک می آید ولی دل خوش به روزی که -

بالای بالینش تو را در گور می بیند

شاعر نگاهش سمت گنبد می رود امّا -

جای کبوتر دسته های حور می بیند

در بیت هشتم صحن کهنه، پنجره فولاد

انگار می گویند: مردی کور می بیند...

سید محمد حسینی

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید

صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من

به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.

کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد

چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.....



زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم میرسی؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟

shahadat imam reza yasgroup.ir 32 عکسهای شهادت امام رضا (ع) – سری 2

قد هزار تا آسمون کبوترات رو دوست دارم
وقتی میام امام رضا،سوغاتی گندم میارم
وقتی میام به مشهدت،داغ دلم تازه میشه
دلم میره کرب وبلا،غصّه بی اندازه میشه
تنگ میشه تا دلم برات،عکس حرم رو میبینم
توخیالم میام پیشت،کنار گنبد میشینم
دنیا بدون مشهدت، از خونمون کوچیکتره
وا نمیشه دلم آقا،با صد هزارتا پنجره
بس که به مشهد اومدم،جاده ها باهام رفیق شدن
چرا نمیرسم به تو،ثانیه ها دقیق شدن
دلم برای صحن تو،نیگاه بکن پر میزنه
دلم برای صحن تو ،نگاه بکن پر میزنه
این دفعه که من اومدم،نگو که وقت رفتنه
امید دارم که من بیام،دوباره پاکم بکنی
تو صحن اسماعیل طلا،یه گوشه خاکم بکنی
باخاک کفشداریه تو،آقا چشام رو سو میدم
با گفتن رضا،رضا به خودم آبرو میدم
آخ که چی میشه تو بگی ،خونت رو جمع کن وبیار
رها بکن زندگی رو بیا به مشهد الرضا
کاشکی میگفتی خونه ام یه حجره تو صحن طلاس
دادمیزدم آی آدما صاحب خونم امام رضاست

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_
شب شده بود و دوباره دل گرفته بود                   به یاد کرب و بلا برای حرم گرفته بود

داشتم از غصه می مردم به یاد کرب و بلا            گفتم امشب رو میرم زیارت امام رضا

رفتم و رو به ضریح باصفاش زانو زدم                 حرفای دلم رو پیش ضامن آهو زدم

گفتم آی امام رضا تو رو به حق مادرت                یک نگاه کن به دل سیاه این کبوترت

من غلامتم تو باید به دلم شاهی کنی              برای زیارت حسین من رو راهی کنی

میون درد و دلام  توی همین حال و هوا              دیدم انگاری نشسته رو به روم امام رضا

دیدم آقای غریبم داره گریه میکنه                     سر تکون میده ازم داره گلایه میکنه

میگه آی اونی که حال خودت رو خوب میدونی     تو که صبح تا شب داری دل من رو می سوزونی

با چه رویی آمدی پیش من امام رضا                با چه رویی آمدی میخوای بری کرب وبلا

به حریم ما تا محرم نشی فایده نداره              کربلا بری و آدم نشی فایده نداره

به آقام گفتم:امام رضا به حق مادرت             یک نگاه کن به دل  سیاه این کبوترت

تا که از صدق و صفا عاشق و مبتلا بشم          آن جوری که تو میخوای زائر کربلا بشم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی




[ یکشنبه سی ام آذرماه سال 1393 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی