تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی


امام رضا(ع):

ایمان‌ چهار ركن‌ است‌ : توكل‌ بر خدا، رضا به‌ قضاى‌ خدا، تسلیم‌ به‌ امر خدا، واگذاشتن‌ كار به‌ خدا.

 

- هر كس‌ اندوه‌ و مشكلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نماید، خداوند در روز قیامت‌ اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد.

 

- عبادت‌ بسیار روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نیست‌، و همانا عبادت‌ بسیار اندیشیدن در امر خداست‌.

 

بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

 

به راستى كسى كه در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.

 

هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.

 

آن که در راه حق صبر کند ، الله تعالی بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد .

 

شکیبایی بر بلا زیبا و پسندیده است ولی برتر از آن صبر در برابر محّرمات است

 

بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است


سلام ! باز منم آن کبوتر پیری

که سالهاست سراغی از او نمی گیری

مگر ـ زبانم لال ـ از تو جز تو خواسته ام؟

چه کرده ام که ـ خدای نکرده ـ دلگیری

شکایت غلطم را خودم می آوردم

اگر مزاحم پایم نبود زنجیری

که: کاش آهو بودم به دام صیادی

" خوشا به عاقبت آهویی به نخجیری"...

که: می توانستی زودتر صدام کنی

به این بهانه که بی دانه مانده ام دیری...

سپید شد پر و بالم سیاه شد جگرم

چه بی شکیب دلی و چه تلخ تقدیری

نه چاره ی ظلماتی نه آب حیوانی

نه پرّ و بال جوانی نه همت پیری

هزار بار پریدم قفس اجازه نداد

هزار نغمه شکستم نکرد تاثیری

گریختم که صدایم کنی برای شفا

ولی نخورد به بال شکسته ام تیری

دلم خوش است به اینکه نمک گرفته ی توست

نمک نخورده در این داستان نمک گیری

محمدجوادشاهمرادی
                               دیــــگر نــه دلــم هـــوای صحــــرا دارد


                                                 نــه میل گــذار و گشت دنیــــا دارد

                               امـروز برای یک کبـــــــــوتر ، آقا!


                                              گنبـــــــد زرد شانه ات جــــا دارد؟؟


مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد
قسم به جان شما جز شما نمی‌خواهد

برای پیش تو بودن بهانه‌ای کافی‌ست
بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد

دلیل ناله‌ی من یک نگاه محبوب است
وگرنه درد غلامان دوا نمی‌خواهد

فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
مگر که شاه خراسان گدا نمی‌خواهد؟

دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت «اهدنا» نمی‌خواهد

همین قدر که غباری بر آستان باشد
رواست حاجت عاشق، دعا نمی‌خواهد

تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
در این جهان غریب آشنا نمی‌خواهد؟

ببین به گوشه‌ی صحنت پناه آوردم
مگر کبوتر آواره جا نمی‌خواهد؟

به حکم آنکه «علیک الرفیق ثم طریق
دلم بدون رضا  کربلا نمی‌خواهد

خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده‌ست
طواف کعبه بخواهم، خدا نمی‌خواهد

نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا
نگفته است، نه اینکه عبا نمی‌خواهد

ادامه مطلب




السلام ای ماه خراسان که تربت غریبانه ات منظومه شمسی دلهاست . تو را چنان دوست می داند که گل ها به پاکی ات سوگند می خورند . برگ ها به سبزی ات زبان می گشایند و آب ها در زلال نجابتت وضو می گیرند . کوه ها در برابر ایستادگی ات به ادب فرو می نشینند . پرندگان در هوایت نفس تازه می کنند . سنگ ها این _آفرینندگان سه شنبه _ در پی چهارشنبه سوری ات می دوند . ستارگان می خواهند واژگانت باشند . آنگاه که در برج فلکی منبر ، سخن می گویی .ماه به آیینه داری جمالت می نازد . شب _این غلام زنگی _ سرمه سای یلدای گیسوان توست .روز _این کنیز رومی خوش نشان _ کمینه مشاطه توست . صبح سطری است از کتاب صداقتت . غروب ، پرده ای خونین است از دل دردمندت .از مدینه تا توس ، کهکشانی است روشن تر از تکلیف عشق ؛ ومن آن زارترین زایرم که از بیهق آمده است با گام هایی خسته تر از درماندگی ؛ با چشم هایی غبارگرفته تر از کویر ؛ با دست هایی تهی تر از حباب ؛ با امیدی فراوان تر از برگ های درختان و ریگ های بیابان ؛ با دلی شکسته تر از نماز نیاز ؛ با جانی که بوی سیب می دهد .

کورمال کورمال بر دیوار زمخت سیاهی های دلم دست می کشم . هیچ غربتی سنگین تر از نیست که همسایه دیوار به دیوار آفتاب باشی اما سال ها در پیله ظلمت خود فرو روی و از ضیلفت فاخر خورشید ، بی نصیب مانی . مرا پذیرا باش ای منظومه ی بزرگ روشنایی !

این همه دست به سوی تو دراز است رضا !
باز مشت من و آغوش تو باز است رضا !

باز «من» دارد از آن دور تهی می‌آید
آن که می‌آید از آن دور جنازه است رضا !

زنده شد پیش نگاهت، تو خدایش شده‌ای
کفرِ «خورشید» پرستان پُرِ راز است رضا !

دست من نامه‌ای از توست، نوشته‌ست در آن:
به حرم آمدن مست مجــــاز اســت رضا!

من و انگور، دلی مست و نگاهی پرِ اشک
قبله در حسرتِ این راز و نیاز است رضا!

هشت رکعت وسط صحن تو افتاد به خاک
رقص عشق است، فقط شکل نماز است رضا !

هر دلی می‌رسد از راه شکسته ‌است...   چقدر-
جاده‌ی عاشقیت حادثه ساز است! رضا !

آه! آواز خوش گوشه‌ی «نیشابور»ت
در مقامی پر از اندوه «حجاز» است رضا !

پیش پرهای کبوتر، آسمان دل تو
تا خدا،  پنجره در پنجره باز است رضا

قاسم صرافان



[ شنبه ششم آذرماه سال 1395 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی