تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

http://s2.picofile.com/file/7985995478/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA_zohor313yar_blogfa_com_7_.gif

داستان قاسم جیگرکی که در روز عاشورا مورد عنایت امام حسین (ع) قرار می گیرد


 از زبان استاد مهدی دانشمند

نزدیک دولت آباد تهران طرفای میدون خراسان اونورا یکی بود جیگر میفروخت معروف بودبه قاسم جیگرکی . یک آدم قد بلند ترکه ای ،اما زرنگ ،لات ، چاقو کش . دعوا میشد یه چرخ میزد 10 تا رو میخوابوند . گاهی هم شراب میخورد گاهی . اما روز آخر ذی الحجه که میشد دهنشو آب میکشید، قدیم لات ها اینجوری بودنا هرکاری که میکردن به محرم که میرسیدبه احترام امام حسین میذاشتن کنار ، حالا رو ول کن که طرف شب عاشوراشم گناه میکنه ، شب عاشورا!!! برای همین قبرستونا پر شده  پر شده ازجوون ، حرمت نگه نمیداری حضرت زهرا (س) نفرینت میکنه . میگه حسین من تو گودی قتلگاه داره دست و پا میزنه تو داری میخندی؟!! شب نشینی با رفیقات داری تو خونه دور هم جمع میشین پاشو  برو حسینیه سینتو بزن .

میگفت آخر ذی الحجه  دهنشو اب میکشید و لباس عزا میپوشید ومیومد تو حسینیه محل، در ضمن علمم  داشت حسینیه ، علم کش هیئت این بود چون خیلی ماشاالله قدرتمند  بود علمم که بزرگ بود.

آقا هیئتی که 5هزارتا سینه زن داشت خلاصه کم کم کار به  جایی رسید که رسیدبه 100 نفر سینه زن ،مردم دیگه نیومدن .هیئت امناء هیئت  دور هم نشستن که چرا هیئت کسی نمیاد. گفتن ازمردم میپرسیم رفتن از مردم پرسیدن آقا تو چرا نمیایی؟گفت این قاسم جیگرکی علامت کش هیئتتونه ،خب وقتی  یه هیئت راه میافته اولین کسی که مردم میبیننش کیه؟ علامت و علامت کش دیگه،شراب خوره ،چاقو کش معروف دمه جیگرکی برو بابا ما نمیاییم .

دیدن همه به خاطر این نمیان ،چیکار کنیم یه جوری به قاسم میگیم که امسال محرم نیا تو دیگه حسینیه.

6 -7 نفری رفتن خونه قاسم ،گفتن قاسم ما باهات کاری داریم و گفتن بفرمایید و دست به سینه و مؤدب ،ایستاد و یکی ازصفات لاتای قدیم این بود که واسه ریش سفید احترام قائل بودن.قدیما پیر مرد که یه چیزی میگفت،میگفتن چشم به خصوص برای سادات .امروز طرف دعوا میکنه میزنه تو گوش اولاد فاطمه ، پیر مرد ریش سفید و بهش توهین میکنن ، پیغمبر فرمود هرکی به ریش سفید توهین کنه به موی سفید توهین کنه ، توهین به منه  رسول الله کرده ،هرکی توهین به بزرگتر بکنه تو پرونده اعمالش توهین به پیغمبر اکرم براش مینویسن. بین این 7نفر یه پیر مرد ریش سفید بود گفت قاسم ،گفت بله ، گفت ببخشید مزاحمتون شدیم ، گفت آقا منت گذاشتین سرمون ،گفت ما اومدیم فقط چند تا سوال بپرسیم گفت بفرمایید ، گفت قاسم حسینو دوست داری؟ گفت کدوم حسین ؟گفت حسین عزیز زهرا ، زد زیر گریه گفت حاجی دستت درد نکنه بعداز یه عمر نوکری حسینو دوست دارم؟!! خودم زنم بچه هام فدای حسین . گفتن ناراحت نشو ما چندتا سوال داریم . گفت بله دوست دارم میمیرم برای حسین فاطمه .

گفتن قاسم هرکاری ازدستت بربیاد برای امام حسین میکنی؟ گفت بله دیدید که من تو محرم هرکاری میکنم ،بعضی ها فقط بلدن واسه دم در ، ولی اگه دستشویی ها گرفت به اون میگن برو ،و این کارم میکرد قاسم . میگفت دیدید من توالت میشورم دستشویی هارو میشورم ،تمیز میکنم ،جارو میکنم ، آب میپاشم ،ظرف میشورم ،ازتیر میرم بالا پرچم میزنم هرکاری بتونم میکنم افتخارمه . گفتن درسته . گفتن قاسم دوست داری هئیت اربابت کوچیک باشه یا بزرگ ؟ گفت بزرگ ،حسین عزمت داره ،هئیتشم باید عزمت داشته باشه .گفتن قاسم یه سوال دیگه ،گفت بله ؟ گفتن اگر کسی باعث میشه هیئت حسین کوچیک بشه وظیفش چیه؟ شک کرد . گفت ببخشید یعنی چی؟ گفتن یعنی اینکه مردم نیان هیئت به خاطر یه نفر . گفت خب اون یه نفر نیاد ،مردم بیان . گفت راستیاتش ما برا همین اومدیم، دید ا اینا اومدن بهش بگن دیگه هئیت نیان.گفت قاسم ببخشید امسال تو دیگه نیا حسینیه . گفت باشه نمیام سلام منوبه مردم برسونید بگین قاسم نمیاد شما بیایین . قاسم فدای شما مردم بشه بیایین من نمیاییم باشه !گفتن قاسم ببخشیدا ما جسارت نمیخواستیم بکینیم فقط اومدیم محترمانه بهت بگیم تو که میایی دیگه کسی نمیاد تو دیگه نیا .از خونه اومدن بیرون . شب اول محرم زن و بچش به قاسم گفتن بابا نمیری هیئت ،گفت چرا بابا شما برید من میام ، نذاشت زن و بچش بفهمن .

رفت چندتا پارچه مشکی جور کردازچادر زنش و...  رفت تو زیرزمین خونش دورتا دوره زیر زمین خونشو مشکی زد گفت حسین جان منوازحسینیه بیرون کردن ،به من گفتن دیگه نیا .منم یه حسینیه برا خودم درست کردم ،اینجا کسی نیست من و بیرون کنه.زنجیرشو برداشت و هرچی شعر بلد بود هی تو این زیر زمین زنجیر میزد و هی میگفت یا حسین یا حسین .

شب اول تموم شد،شب دوم ،شب سوم ،شب چهارم ،صبح پنجم یکی ازاون 7 نفر با چشم گریون ازهیئت امناء همون 7 تایی ها ،اومد در خونه رفیقش در زد اشکشم بند نمیاد.دید اونم داره گریه میکنه گفت چرا گریه میکنی گفت من دیشب خواب حسینو دیدم ،دوتایی اومدن در خونه سومی دیدن اونم داره گریه میکنه ،آقا 7 تا جمع شدن چرا گریه میکنی؟ همه خوابه حسین دیدن همه هم یه خواب دیدن ،چی خواب دیدین ؟ امام حسین فرموده بود شما چیکاره بودیدبه یکی بگین بیابه یکی بگین نیا ؟؟ من که فقط حسین خوب ها  نیستم ، من حسین گنهکارا هم هستم . برید عذر خواهی کنین ازش،چرا دل قاسمو شکستید؟ چرا جلوی زن و بچش کوچیکش کردید؟ اومدن در خونه قاسم ، دیدن در خونه قاسم بازه ، در زدن یکی ازبچه هاش اومد دید داره گریه میکنه ، چرا گریه میکنی؟ گفت بیایین بابام داره خودشو میزنه ،داره بابام گریه میکنه . دویدن دیدن قاسم انقده سرشوبه دیوار زده این سر شکسته خون آلود گفتن چته ، گفت منم خواب حسین و دیدم ، آقا فرمودبه خاطر من ببخش اینارو ، اما قاسم تو که منو دوست داری تو که دوماه عزاداری میکنی ،چرا چاقو کشی میکنی ؟چرا شراب خوری میکنی؟ چرا آبرو منو میبری. قاسم میگه تو عالم رویا گفتم آقا من نمیدونستم آبروریزتم ، حالا که ناراحتت کردم میخوام روز عاشورا بمیرم حسین برات . آوردن قاسم و اما ظهر عاشورا نشده بود دیدن بچه های قاسم دویدن مردم ما یتیم شدیم بیایین جنازه بابامو بردارید . همه اومدن ، مردم اومدن ،جنازه قاسم و گلبارون کردن چه احترامی ،چه گریه هایی . چرا گلبارون میکنین؟؟؟ گفتن قاسم نوکر حسین بوده ؟؟؟؟ من میخوام بگم یه نوکرحسین و گلبارون میکنن ، پس چرا حسین و تیر باران کردن؟؟؟!!!

یا حسین یا حسین یا حسین

  منبع:انجمن مذهبی





برچسب ها: محرم،
[ پنجشنبه بیست و دوم آبانماه سال 1393 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی