تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا


گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا



کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست



قطره شدم که راهی دریا کنی مرا



پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم



شاید قرار نیست مداوا کنی مرا



من آمدم که این گره ها وا شود همین!



اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا



حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم



حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا



من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام



وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا



آقا برای تو نه ! برای خودم بد است



هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا



من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی



وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا



این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین



شاید غلام خانه زهرا کنی مرا



ادامه مطلب





بیمار می شوم که پرستاری ام کنی
خود را زمین زدم که هواداریم کنی
گوشم پر از نصیحت و حرف است ای رفیق
من آمادم که رفع گرفتاریم کنی
گفتی تو سنگدل شده ای خب شدم ولی
نزد تو آمدم که قلم کاریم کنی
اصلا مرا به چوب ادب بستنت چه بود ؟
اصلا که گفته بود فلک کاریم کنی ؟
نانی ز من بگیری و نانی دگر دهی
بر تو نیامده که دل آزاریم کنی
رودست خوردم از همه حتی زدست خویش
کی خواستم که کاسب بازاریم کنی ؟
فریادم از قلیلی آب و طعام نیست
من جار می زنم که شبی جاری ام کنی
با من دوباره قصه شاه و گدا نخوان
حیف است صرف قصه تکراریم کنی
من اختیار خویش به دست تو داده ام
حیف است وقف آتش اجباری ام کنی
فردا بیا و نامه ما را به آب ده
ز آن بیشتر که مجرم طوماری ام کنی
اوقات خویش ز ناله ام اعلام می شوند
وقتش رسیده ساعت دیواری ام کنی
دعوای ما به قوت خود باقی است و باز
من بر همان سرم که سحر یاری ام کنی



[ دوشنبه بیست و ششم خردادماه سال 1393 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی