تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

افسران - شرح در متن...
شیخ رجبعلی خیاط می گفت: "من همیشه که نماز می خواندم، نماز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نماز جعفر طیار و ...حاجتی را از خدا می خواستم. یک بار گفتم هیچ حاجتی نخواهم و برای خود خدا نمازی بخوانم."

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن


که خواجه خود روش بنده پروری داند


شیخ
رجبعلی همان شب خواب دید. در خواب به او گفتند:"چرا دیر آمدی؟" یعنی تو باید سی سال پیش به فکر این کار می افتادی، حالا بعد از یک عمر نماز خواندن به این فکر افتادی که نماز بخوانی بدون اینکه مزد و حاجت از ما بخواهی!




این چرخ خیاطی راببینید،همه قطعات ریزودرشتش نشان مخصوص کارخانه اش رادارد.میخواهندبگویندکوچکترین پیچ این چرخ هم بایدنشان کارخانه ماراداشته باشد.انسان مومن هم همه کارهای اوبایدنشان خداراداشته باشد.

درهرنفس کشیدن امتحانی است.ببین باانگیزه رحمانی آغازمیشودیاباانگیزه شیطانی آمیخته می گردد.

به عشق محبوب کارکن

جناب شیخ وقتی به تجارت خانه ای میرود،ازمنشی تجارت خانه می پرسد:(این دفاتررابرای چه کسی مینویسی؟)ووقتی منشی میگویدبرای صاحب کارم،به اومیگوید:(فرهادهرکلنگی میزدمیگفت:شیرین جونم!وغیرمعشوق خودذکری نداشت.این دفتررابه عشق محبوب بنویس،پارچه رابه یاداومترکن،دراین صورت،همه این هامقدمه وصل است.

حتی نفس هایی که میکشی به یاداو بکش)




[ جمعه دوازدهم اردیبهشتماه سال 1393 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی