تبلیغات
درحسرت وصال...

درحسرت وصال...
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

از ماموریت که برگشت خوشحال بود

پرسید:راستی فرمانده! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد ؟

ابلیس جواب داد:امام اینها که بیاید

 روزگار ما سیاه خواهد شد

اینها که گناه میکنند امامشان دیـــرتر می اید

با کنجکاوی پرسید این هفته پرونده ها چطور بود؟

ابلیس یک نگاه عاقل اندر سفیهی به او انداخت و گفت

مگر صدای گریه اقایشان را نمیشنوی؟

2513 امام زمان ببخشید...

حاجتی دارم روا کن التماست میکنم

زحمتی دارم دعا کن التماست میکنم

می روی سوی منا همراه از ما بهتران 

نام من را هم صدا کن التماست میکنم

درد بی درمان من جز درد دوری تو نیست

دردهایم را دوا کن التماست میکنم 

در دل گرداب عصیان کشتی من غرق شد 

ناخدا را باخدا کن التماست میکنم 

این اسیر خسته ی دام هوای نفس را 

از منیت ها رها کن التماست میکنم

خط کشیدم دور غفلت چهره را درهم نکش

اخم ها را نیز وا کن التماست میکنم

قصه ی آن مرد صابونی مرا بیدار کرد 

یک نظر سوی گدا کن التماست میکنم

خواهشی دارم که بیش از پیش این دلداده را 

بر غم خود مبتلا کن التماست میکنم

قول دادی که عیادت می کنی از حال من 

پس به قول خود وفا کن التماست میکنم

از سر خود وا نکردی نوکر بی عار را 

بر غلامت اعتنا کن التماست میکنم

دیدن تو در سحر باشد میسر پس مرا

با تهجد آشنا کن التماست میکنم

حجکم مقبول مولا قسمت من که نشد

دین من را هم ادا کن التماست میکنم 

به نیابت از من جامانده از آن قافله

روضه ی سقا به پا کن التماست میکنم

چشم بر راه تو دارم تا قدم رنجه کنی 

روضه را غرق صفا کن التماست میکنم 

صبح روز عید قربان باز "ینهانی"بخوان 

و گریزی دست و پا کن التماست میکنم 

با فرازی از زیارت ناحیه قلب مرا 

راهی کرببلا کن التماست میکنم

از لسان عمه جانت مرثیه سر میدهم

رو به سوی روضه ها کن التماست میکنم

مادرش دارد تماشا میکند ای بی شرف

گیسوانش را رها کن التماست میکنم

اینقدر با چکمه ات بر زخم پهلویش نزن

بی حیا قدری حیا کن التماست میکنم




[ جمعه یازدهم مهرماه سال 1393 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ . ]
درباره وبلاگ

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."شهیدچمران

هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم

jamandehtanha72@yahoo.com
نویسندگان
نظر سنجی
  • اگر زندگی این دکمه ها رو داشت ، کدام را انتخاب میکردی؟؟





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دریافت کد صلوات شمار

    دریافت کد موسیقی